روزگاری می شنیدیم که روزی شیادی به دهی رفت و چون معلمی را دید که به سوادآموختن مردمان مشغول است و لاجرم باسواد شدن ایشان دکان تزویر وی را تخته می کرد، پس نقش مار بر دیوار کشید و مردمان را پرسید آیا این که من کشیده ام مار است یا آن که این مرد بر شما عرضه کرده؟
می پنداشتیم که آن ماجرا مربوط به روزگار کهن است و عصر ماضی. اما گویا در زمان تکنولوژی مدرن و ماهواره و اینترنت و دهکده جهانی هم هنوز عده ای را آنقدر رو هست که کماکان مردمان را گوسپندانی پنداشته اند بی درک. و با نقش مار بر دیوار طبل عوامفریبی را بر سر بازار می کوبند!
هفته گذشته در ستون ثابت» من و تو و کتاب« که یکسال و اندی است با هدف ترویج و ارتقای فرهنگ کتاب و کتابخوانی- دشمن همیشگیِ ارباب تزویر- در سخن تازه راه اندازی شده و هر هفته یک کتاب را به خوانندگان معرفی می کند ؛ کتابی معرفی شده بود به نام معمای هویدا، که چاپ اول آن در دوره جمهوری اسلامی (سال80) و شانزده بار زیر نظر وزارت ارشادِ همين نظام تجدید چاپ شده و اتفاقاً جدیدترینِ آن در دوره دولت ارزشی احمدی نژاد بوده(سال 85) و در دهه فجر همين امسال از دكتر ميلاني نويسنده كتاب تجليل شده علاوه بر آن در نمایشگاه کتاب پاییز زیر نظر اداره ارشاد ده ها جلد از آن به فروش رفت.
بدیهی است که وزارت ارشاد صفارهرندی کوچکترین انحرافی از اصول و موازین مورد نظر برادران ارزشی را تحمل و اغماض نخواهد کرد. طبعاً طراحی روی جلد و عکس منقوش بر آن نیز اولین چیزی است که به نظر بازرسان و ارزیابان مسوول صدور مجوز تایید و تجدید چاپ می رسد. و ایشان هم آن قدر عاقل هستند که بدانند روی جلد کتاب مربوط به هویدا لابد عکس هویدا چاپ می شود نه عکس ملانصرالدین. همان گونه که روی جلد کتاب ظهور وسقوط پهلوی هم عکس طاغوت(محمدرضا پهلوی) را می زنند و به طریق اولی روی جلد کتاب جنایات صدام عکس ناپلئون را که نمی زنند لاجرم نقش منحوسِ خودش است و این به معنای حمایت و تایید از او نیست؛ و کدام عاقلی است که این بدیهی را نداند، جز نقاشان مار بر دیوار؟! ادامه |